کیبر

لغت نامه دهخدا

کیبر. [ ک َ / ک ِ ب ُ ] ( اِ ) پیکان پهن که به شکاری می اندازند. ( آنندراج ). نیزه کلانی که بدان شکار می کنند. ( ناظم الاطباء ):
ز آمدشد کیبر کینه کوش
هوا شد یکی خانه چوب پوش.عبداﷲ هاتفی ( از آنندراج ).|| ( ص ) کسی که دارای عداوت نهانی باشد. ( ناظم الاطباء ).
کیبر. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان چناران است که در بخش حومه ارداک شهرستان مشهد واقع است و 287 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

پیکان پهن که به شکاری می اندازند. نیز. کلانی که بدان شکار می کنند. یا کسی که دارای عداوت نهائی باشد.

جمله سازی با کیبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جک پارتون (زاده ۱۳ سپتامبر ۱۹۷۱ در مین، ایالات متحده آمریکا) با نام مستعار دیرک کیبر، بازیگر پورنوگرافی گی، موسیقی‌دان و مدل بزرگسال آمریکایی است.

💡 این روستا در دهستان کیبر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱۰۲خانوار) ۴۶۷نفر

💡 به علاوه، کالی کیبر (۱۷۵۷-۱۶۷۱) و جان ریچ (۱۷۶۱-۱۶۹۲) بر سر به صحنه بردن اسپکتاکل‌ها (جلوه‌های ویژهٔ تئاتری) بزرگتر روی صحنه با هم به رقابت پرداختند.

💡 این روستا در دهستان کیبر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت آن (۱۶۶خانوار) (۶۸۶نفر).

💡 این روستا در دهستان کیبر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۹۵خانوار) ۴۷۵نفر

💡 این روستا در دهستان کیبر قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱۲۴خانوار) ۵۶۸نفر

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز