کرم کشی

لغت نامه دهخدا

کرم کشی. [ ک ِ ک ُ ] ( حامص مرکب ) کشتن کرم. || دست بازی. ملاعبه.ملاعبه با کمی بی شرمی و بی حفاظی. ( یادداشت مؤلف ).
- کرم کشی کردن؛ ملاعبه کردن شهوانی در میان جمع. ملاعبه با یکدیگر چنانکه نامزد با نامزد خویش. ملاعبه و مداعبه کردن مردی و زنی در محضر دیگران بر خلاف ادب. در حضور کسان و بی شرمانه معاشقه و ملامسه کردن زن و مرد. لاسیدن با یکدیگر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کرم کشتن و ملاعبه شود.

فرهنگ فارسی

کشتن کرم. یا دست بازی

جمله سازی با کرم کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون که درد مرا جز هلاک درمان نیست گرم کشی نه ستم بلکه غایت کرم است

💡 چو بر کشی علم قربت از حریم حرم ز ما ببادیه یادآر از طریق کرم

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز