چهرق

لغت نامه دهخدا

چهرق. [ چ ِرَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ینگجه بخش مرکزی شهرستان سراب. در 18هزارگزی شمال باختری سراب و 15 هزارگزی راه شوسه سراب تبریز واقع است. جلگه و معتدل است. 484 تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری می شود. محصولش غلات و حبوبات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با چهرق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این گویش در منتهی‌الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنان این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به‌طور جزئی تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آن‌ها یکی است. این روستاها جمعیت ساکن فعلی آن‌ها حدود ده هزار نفر است.

💡 این بیسیم چی‌ها از روستاهای اسبو (شهرستان خلخال) وفس و چهرقان از شهرستان کمیجان در استان مرکزی انتخاب شده بودند؛ در سال ۱۳۷۰ و سه سال بعد از پایان جنگ، صیاد شیرازی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش ایران با حضور در این روستاها و افشای این موضوع، از مردم و کشته شدگان جنگ قدردانی کرد

خانم یعنی چه؟
خانم یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز