واپس بردن

لغت نامه دهخدا

واپس بردن. [ پ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) بازپس بردن. || اعاده دادن. عقب بردن. از عقب بردن. ( ناظم الاطباء ). اخناس. ( تاج المصادر بیهقی ). ارجاه. ( زوزنی ):
چو سیب رخ نهم بر دست شاهان
سبد واپس برد سیب سپاهان.نظامی.گر او میبرد سوی آتش سجود
تو واپس چرا میبری دست جود.سعدی ( بوستان ).

جمله سازی با واپس بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌توان گفت که ساسانیان، اقتباس از ایدئولوژی را هم‌زمان با به‌کار بردن لقب «کی» آغاز نکردند و این امر از اواخر سده چهارم و اوایل سده پنجم میلادی و با استفاده از لقب «رام‌شهر» آغاز شد. پس از آنکه یزدگرد، لقب «رام‌شهر» را برگزید، تمایل ساسانیان به ایدئولوژی و تاریخ کیانیان موجب شد تا لقب «کی» و سرانجام لقب «فره» و «خوره» را برگزینند و این القاب را بر سکه‌های خود ضرب کنند. ایدئولوژی کیانیان تا پایان دورهٔ یزدگرد سوم در سده هفتم میلادی، برقرار بود. به سخن دیگر، گرایش پادشاهان ساسانی به ایدئولوژی کیانی با به کار بردن لقب «رام‌شهر» و نه «کی» در واپسین سال سده چهارم میلادی، آغاز شد.

چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز