پس بردن

لغت نامه دهخدا

پس بردن. [ پ َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب )بعقب بردن. || بازگردانیدن. رجعت دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- بعقب بردن. ۲- باز گردانیدن رجعت دادن.

جمله سازی با پس بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تشنگی نتوان به شبنم بردن از ریگ روان دفع سودا روغن بادام نتوانست کرد

💡 دل از دستی بدر بردن نباشد کار هر چشمی نگاه پر تصرف غمزه پر کار می‌خواهد

💡 زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز رنگی برای بردن دل ریخته است باز

💡 بجان آورد مجنون مرا زخم زبان صائب به کام شیر می باید پناه از دشمنان بردن

💡 بگرید زار و گوید جان ازین مشکل توان بردن جراحت های پیکان تو را با هر که بنمایم

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز