نقیش

لغت نامه دهخدا

نقیش. [ ن َ ] ( ع اِ ) متاع پراکنده در آوند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نفیش. ( اقرب الموارد ). و رجوع به نفیش شود. || مثل. همتا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). مشابه. نظیر. ( ناظم الاطباء ). مانند. ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). || شکل و پیکر و نشان. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با نقیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه نقشیات (۲۷۸) ۱۲۹ مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان شوشتر، روستای نقیشات واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۳۰۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.