موازر

لغت نامه دهخدا

موازر. [ م ُ زِ ] ( ع ص ) باربردار. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || وزیرشونده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به موازرت و موازره شود.

جمله سازی با موازر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چـه بـسـيـار كـسـان كـه به سبب ميل و رغبت به اين سراى سراسر آفت، مغرور و فريفتهشدند و چه بسيار مردمان كه به سبب روى افكندن بر آن بيفتادند و هيچ برنخاستند و ازآن لغـزيـدن استقامت نيافتند و از آن مرض دوا نديدند و از آن درد و الم شفا نجستند. بلكهاين دنيا غداره فجّاعه از در مكر و نيرنگ درآمد و ايشان را از آن پس ‍ كه عزيز بودند و بهكـثـرت قـوم و عـشـيـرت و طـايـفـه و قبيله نيرومند شدند به موارد سوء و آبگاهى ناخوشدرآورد در حـالتـى كـه هـيچ مقام بازگشتى براى ايشان نبود و چون ديدند كه براى خودرسـتگارى و نجات نيست و مرگ او را دريافته و از هيچ موازر و معاونى راه نجات به دستنـشـود در تـهـيـه غـم و انـدوه و حـسـرت درافـتـاد ليـكـن چـه سـود كـه از آنطـول حـسـرت و ندامت فايده نيافت و جز آنكه معاصى كبيره اش به گريه و زارى درآوردحاصلى نماند:

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز