قوخ

لغت نامه دهخدا

قوخ. [ ق َ ] ( ع مص ) تباه شدن از بیماری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
قوخ. [ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شیان بخش مرکزی شهرستان شاه آباد، سکنه آن 230 تن. آب آن ازرودخانه شیان. محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند و لبنیات. شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. گله داران در زمستان به گرمسیر کیوان میروند. از قلعه شیان اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

قوخ (زیویه). قوخ ( به کردی: قه وخ ) روستایی از توابع بخش زیویه در شهرستان سقز است که در استان کردستان ایران قرار دارد.

جمله سازی با قوخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوخ در جنوب شهر سقز قرار دارد. رودخانه سقز (چم سقز) از سوی پل قوخ تا پل بهارستان این سوی شهر را به آن سوی شهر وصل می کند.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز