حساب بردن

مترادف‌ها

محاسبه کردن، برآورد کردن، شمردن

متضادها

غافل شدن، نادیده گرفتن

لغت نامه دهخدا

حساب بردن. [ ح ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هراس داشتن از... از فرمان کسی سرپیچی نکردن و نتوانستن. رعب داشتن از... ملاحظه کردن از...:
ناظم مدد ز سلسله آه جو که باز
چرخ ار برد حساب ازین دودمان برد.ناظم تبریزی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ معین

( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) ترسیدن، ترس داشتن.

فرهنگ فارسی

هراس داشتن از

ویکی واژه

(عا.)
ترسیدن، ترس داشتن.

جمله سازی با حساب بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فقط کافی است که علاقمند به از بین بردن سموم و تعادل هورمونی در بدن‌تان باشید، به این ترتیب باید یک ماساژ حسابی بگیرید که بر نقاط فشاری روی دستها و پاها، گردن شانه، کمر تمرکز داشته باشد. ماساژ معمولی سوئدی مناسب است، اما روش صحیح و انجام آن توسط شخص آشنا به فن، بیماری و درمان حتی تأثیر بیش‌تری داشته باشد. در صورتی که ماساژ را از ۲۵ سالگی به بعد هفته ای یک بار انجام دهید خواهید دید که در سنین ۳۰ به بعد نسبت به هم سن و سالان خود جوان تر و زیباتر به نظر می‌رسید و به معجزه جوانی دست پیدا خواهید کرد.

💡 در مدیریت مالی، لازم است مدیران برای جلوگیری از ضررهای احتمالی، همیشه حساب بردن از تمام هزینه‌های جاری و درآمدها را در اولویت قرار دهند.

💡 یک انسان خردمند در هنگام تصمیم‌گیری‌های بزرگ زندگی، همواره حساب بردن از پیامدهای احتمالی اعمال خود را به عنوان یک وظیفه می‌بیند.

💡 والدین باید هنگام تربیت فرزندان، حساب بردن از رفتارهای آن‌ها و نظارت مستمر بر رشد اخلاقی‌شان را بسیار مهم و حیاتی بدانند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران