لغت نامه دهخدا
حساب بردن. [ ح ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هراس داشتن از... از فرمان کسی سرپیچی نکردن و نتوانستن. رعب داشتن از... ملاحظه کردن از...:
ناظم مدد ز سلسله آه جو که باز
چرخ ار برد حساب ازین دودمان برد.ناظم تبریزی ( از ارمغان آصفی ).
حساب بردن. [ ح ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هراس داشتن از... از فرمان کسی سرپیچی نکردن و نتوانستن. رعب داشتن از... ملاحظه کردن از...:
ناظم مدد ز سلسله آه جو که باز
چرخ ار برد حساب ازین دودمان برد.ناظم تبریزی ( از ارمغان آصفی ).
( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) ترسیدن، ترس داشتن.
هراس داشتن از
(عا.)
ترسیدن، ترس داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فقط کافی است که علاقمند به از بین بردن سموم و تعادل هورمونی در بدنتان باشید، به این ترتیب باید یک ماساژ حسابی بگیرید که بر نقاط فشاری روی دستها و پاها، گردن شانه، کمر تمرکز داشته باشد. ماساژ معمولی سوئدی مناسب است، اما روش صحیح و انجام آن توسط شخص آشنا به فن، بیماری و درمان حتی تأثیر بیشتری داشته باشد. در صورتی که ماساژ را از ۲۵ سالگی به بعد هفته ای یک بار انجام دهید خواهید دید که در سنین ۳۰ به بعد نسبت به هم سن و سالان خود جوان تر و زیباتر به نظر میرسید و به معجزه جوانی دست پیدا خواهید کرد.