لغت نامه دهخدا
گوزن گیا.[ گ َ وَ ] ( اِ مرکب ) لحیةالعنز. ( مفاتیح العلوم ).
گوزن گیا.[ گ َ وَ ] ( اِ مرکب ) لحیةالعنز. ( مفاتیح العلوم ).
لیحه العنز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 است که به عنوان تابعی از احتمال بازی گوزن توسط بازیکن
💡 سرو چون گوزنان به پیش اندرون تن از زخم پر درد ودل پر زخون
💡 شب گوزن افکنده گویی شاخش اینک در هوا خونش از نیلوفر چرخ ارغوان انگیخته
💡 می گشاید عقده از شاخ گوزنان با خدنگ می رباید حلقه از چشم غزالان با سنان
💡 چون گوزن از پس هر ناله ببارید سرشک کز سرشک مژه تریاک شفائید همه