گله ویس
لغت نامه دهخدا
گله ویس. [ گ َ ل َ وِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در 30هزارگزی شمال باختری نورآباد و 4هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه واقع شده است. هوای آن سرد و دارای 66تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد
جمله سازی با گله ویس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز مردن ز تو وحشی گلهها داشت ولی رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد
💡 تا دیده ندید دل بدو میل نکرد گاهی گله از دلست و گاه از دیده
💡 ای مرغ اسیر از چه کمحوصلهای از بستن بال خویش پر در گلهای
💡 گر روز وصال باز بینم روزی با او گلههای روز هجران نکنم
💡 هم با خیال تو گلهای کردمی ز تو بر چشم من اگر نشدی بسته راه خواب
💡 مرا گلهبانی به عقل است و رای تو هم گلهٔ خویش باری، بپای