گله سور

لغت نامه دهخدا

گله سور. [ گ ِ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره شهرستان سنندج که در 12000گزی باختر دیواندره و 4000گزی شیخ صدر واقع شده است. هوای آن سرد و سکنه آن 130 تن است. آب آنجا از رودخانه قزل تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره شهرستان سنندج

جمله سازی با گله سور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میکندبرشاخ از دنیا گله زار میگرید که چند از مشغله

💡 باز چه شد که با من او هیچ سخن نمی‌کند ور گله ازو کنم گوش به من نمی‌کند

💡 حسن را شکوه عشاق کند ظالمتر صائب از دوست مبادا گله بنیاد کنی

💡 از خار کند شکوه ‌گل آبلهٔ من آیینه گر از شوخی جوهر گله دارد

💡 ای شبان مهربان بنگر به دشت یک بز لاغر جدا از گله گشت

💡 هم از گرگ آسوده آنجا گله هم از دزد ایمن در آن قافله

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز