لغت نامه دهخدا
گشاده هنگامان. [ گ ُ دَ / دِ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از فصول اربعه است که بهار و تابستان و پائیز و زمستان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
گشاده هنگامان. [ گ ُ دَ / دِ هََ / هَِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از فصول اربعه است که بهار و تابستان و پائیز و زمستان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از فصول اربعه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنروز بامدادان، يوسف با چهره گشاده و لبخند زنان نزد پدر آمد و گفت: پدر جان،خواب خوبى ديدم. ميخواهم آنرا برايت بگويم تا تو نيز مانند منخوشحال شوى.
💡 خداوندا ! من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم، سينه مرا گشاده كن و كارها را بر منآسان ساز، از خاندانم على را وزير من گردان تا به وسيله او پشتم قوى و محكم گرنهج البلاغه. ابوذر گويد: هنوز دعاى پيامبر (صلى الله عليه وآله ) پايان نيافتهبود كه جبرئيل فرمود آمد و آيه ولايت را نازل كرد:
💡 ولى مـردم بـاايـمـان كـه روحـى بـزرگ، و فـكرى بلند، و سينه اى گشاده، و ظرفيتىوافـر دارند، نه دگرگونيهاى روزگار آنها را تكان مى دهد، نه سلب نعمتها آنانرا بهنـاسـپـاسـى و نوميدى مى كشاند، و نه روى آوردن نعمتها آنها را در غرور و غفلت فرو مىبرد.
💡 هفتم: آن مرغيست كه در جزاير هندوستان مسمى به جزيره سيستان مى باشد، راوى اينحكايت مى گويد: در آن جزيره درخت بسيار بزرگى ديدم كه از براى آن درخت شاخه هاىبسيار بود، هر وقت كه باد به آن درخت مى وزد، واضح و گشاده مى شنيدم، كه اين كلماتاز شاخه هايش ظاهر مى شد.
💡 آنان حزن و اندوه خود را در دل نگه داشته و در سيمايشان گشاده روئى و بشاشت رانمايان مى سازند. مؤ من كسى است كه شادى در چهره و اندوهش دردل باشد.