گستریده شدن

لغت نامه دهخدا

گستریده شدن. [ گ ُ ت َ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) منبسط شدن. پهن شدن. انتشار یافتن. تعمیم یافتن. افاضه شدن بطور عموم:
فضل تو بر همه شعرا گستریده شد
گسترده باد بر تو رضای اله تو.فرخی.

جمله سازی با گستریده شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کو دیده‌ای که او را توحید کرده سرمه تا فرش راز بیند بر کون گستریده

💡 سرای ملک تو آراسته است و دولت تو در سرای فرو گستریده شادُ‌رْوان

💡 بنیاد این بسیط مقرنس نهاده‌اند واندر میان بساط زمین گستریده‌اند

💡 پرده های غفلت افزون از شمار گستریده پیش چشم اعتبار

💡 زنهار اگر به دانه خالی نظر کنی ساکن که دام زلف بر آن گستریده‌اند

💡 دشت گویی گستریده حله دیباستی کوه گویی توده بیجاده و میناستی

اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
طلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز