گرجی کلا

لغت نامه دهخدا

گرجی کلا. [ گ ُ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اسپیور و شوراب بخش مرکزی شهرستان ساری که در 5هزارگزی جنوب باختری ساری و پانصدگزی جنوب راه شوسه ساری به شاهی دشت واقع است. هوای آن معتدل، مرطوب و مالاریایی و دارای 130 تن جمعیت است. آب آن از رودخانه تجن تأمین میشود. محصول آنجا غلات، پنبه، کنف و کنجد و شغل اهالی زراعت است. و راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با گرجی کلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این بردگان معمولاً از افراد گرجی یا آفریقایی تشکیل می‌شدند که امکان داشت به صورت اسرای جنگی خریدو فروش شده باشند.

💡 اونی (به گرجی: ონი) شهری در استان راچا-لچخومی و کومو سوانتی گرجستان است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۲۰۰۹ میلادی ۳٬۰۰۰ نفر بوده‌است.

💡 امضاهای خلرتوا در قالب یکی از سه نوع خط گرجی (بیشتر در خط‌های نوسخوری و مخدرولی) نوشته می‌شدند، گرچه امضاهای مخصوص اشراف در خط آسومتاورلی نوشته می‌شدند. هر پادشاه گرجی امضای مخصوص به خود را داشته‌است.

💡 استپانتسمیندا (به گرجی: სტეფანწმინდა) یک منطقهٔ مسکونی در گرجستان است که در متسختا-متیانتی واقع شده‌است. استپانتسمیندا ۱٬۳۲۶ نفر جمعیت دارد و ۱٬۷۴۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 شیدا کارتْلی (به گرجی: შიდა ქართლი) (تلفظ: Shida Kartli) (به معنای: کارتلی داخلی) یکی از استان‌های گرجستان است که در منطقه کارتلی قرار دارد.

💡 فریدون‌شهر در زبان گرجی مارْتْقُپی (მარტყოფი) نامیده می‌شود. مارْتْقُپی مخفف کلمهٔ مارْتْمْقُپِلی (მარტომყოფელი) به معنای (کسی که به تنهایی زندگی می‌کند) است.