لغت نامه دهخدا
گاوزبان کوهی. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی گاو زبان که دارای گلهای آبی رنگ کوچک می باشند. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 242 ).
گاوزبان کوهی. [ زَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی گاو زبان که دارای گلهای آبی رنگ کوچک می باشند. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 242 ).
نوعی گاو زبان به رنگ آبی
گاوزبان کوهی ( نام علمی: Brunnera ) نام یک سرده از تیره گاوزبانیان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامنه کوههاوبستررودخانههای این شهر درشش ماه از سال پوشیده از انواع گیاهان دارویی مثل بویمادرن، گل گاوزبان، آویشن، پونه و… میباشد.
💡 گل گاوزبان و گلهای رنگارنگ دیگر نیز دشتها را رنگین کردهاند. اهالی زمینهای مناسب کشت را معمولاً زیر کشت سیب زمینی میبرند. حصارکشی این زمینها جلوه زیبایی به جواهردشت داده است. حصارهایی از چوب، سیم خاردار و دیوارهای سنگی که حد و مرز همسایگی را مشخص میکند و مانعی برای ورود گلهها ست. درست این است که ما هم در همجواری با طبیعت حواسمان به حیات وحش باشد.
💡 از جمله چيزهاى كه به همراه علوم مسلمين از طريق جنگهاى صليبى از آسيا رفت، گياهانمختلف بود همان نويسندگان مزبور ((لونس كاراليه، اريكنيژل و... ))درباره گل گاوزبان ))مى نويسند:
💡 از جذابیتهای گردشگری روستای جنترودبار، وجود دشتهای متعدد گل گاوزبان در آن است و وسعت این دشتها به حدی است که این روستا را «پایتخت گل گاوزبان ایران» مینامند. رنگ صورتی گلهای گلگاوزبان جاذبهٔ منحصربهفرد گردشگری این منطقه است و وجود رودخانه، چشمهسارها و آبشارهای متعدد از دیگر جاذبههای این روستا است.