لغت نامه دهخدا
کیل داروا. ( اِ مرکب ) کیل دارو. سرخس نر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
کیل داروا. ( اِ مرکب ) کیل دارو. سرخس نر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده قبل شود.
( اسم ) سرخس نر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیل زیان سال و مهت بوده گیر این مه و این سال بپیموده گیر
💡 آن ترک لشکری نشود رام ز اشک روی سیم ار به کیل ریزم و زر در سپر کنم
💡 به بیت مال تو اندر ز جود تو همه سال نهیب مالامال است و کیل مالامال
💡 برداشت چست و چابک ساقی پاک ذیل پیمانه که بود بمستان خیل کیل
💡 بتی که قدش چون قول عاشق آمد راست مهی که قولش چون پشت عاشق آمد کیل
💡 تاجش به دیده عقل کیلی است عمرپیما تختش به چشم عبرت کرسی زیر دارست