لغت نامه دهخدا
کیقباد ثانی. [ ک َ / ک ِ ق ُ دِ ] ( اِخ ) رجوع به علاءالدین سلجوقی ( کیقباد ثانی ) شود.
کیقباد ثانی. [ ک َ / ک ِ ق ُ دِ ] ( اِخ ) رجوع به علاءالدین سلجوقی ( کیقباد ثانی ) شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساحل کیقباد در شرق شبه جزیره قرار دارد و از سه کیلومتری ساختمان شهرداری شروع می شود. دریا و ساحل آن شنی است. در برخی قسمت ها صخره نیز دیده می شود.
💡 کیقباد ار مانده بودی مهر او جستی به جان زرد هشت ارزنده بودی مدح او خواندی بزند
💡 بعد از اینکه رستم کیقباد را به سوی ایران میبرد، قلون به سپهداری بخشی از ارتش افراسیاب، به رستم حمله میکند، ولی رستم وی را مثل مرغ بر نیزه میکند.
💡 رخصتش ده تا درآید کیقباد ای پیر دیر این قدر کس را کسی بر در نمیدارد نگاه
💡 تا دیدم آن جلالت و رتبت کزو خجل گردد روان خسرو جمشید و کیقباد