لغت نامه دهخدا
( کفن آهنجی ) کفن آهنجی.[ ک َ ف َ هََ ] ( حامص مرکب ) دزدی جامه مرده. ( ناظم الاطباء ). || شغل کفن دزد. ( ناظم الاطباء ).
- کفن آهنجی کردن؛ عریان کردن مرده را از جامه قیمتی و پربها. ( ناظم الاطباء ).
( کفن آهنجی ) کفن آهنجی.[ ک َ ف َ هََ ] ( حامص مرکب ) دزدی جامه مرده. ( ناظم الاطباء ). || شغل کفن دزد. ( ناظم الاطباء ).
- کفن آهنجی کردن؛ عریان کردن مرده را از جامه قیمتی و پربها. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر کشتگان تیغ غم او کفن مپوش کان به شهید عشق که از خون ردی کند
💡 مردم ز هوس شب چو سگت پیرهن خود در پیش من انداخت که بردار کفن کن
💡 زنده در گور چه از گرد کدورت باشیم؟ ما که با مردن بی گور و کفن ساخته ایم!
💡 بخیه را چونکه شکافند نگر باکرباس کین کفن بر کف و او تیغ بدندان دارد
💡 آن روز که او را غم خونین کفنی بود هر گوشه کجا در ره او همچو منی بود