کرکسی کردن

لغت نامه دهخدا

کرکسی کردن. [ ک َ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را قوی و زورمند نمودن. استنسار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

خود را قوی و زورمند نمودن. استنسار

جمله سازی با کرکسی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن کرکسی که هست تنش همچوکوه قاف بر شاخهٔ درخت جحیم آشیان او

💡 از هوا شد سوی بالا او بسی لیک بر گردون نپرد کرکسی

💡 نه بازی که صیاد شاهان شوی برو سوی مردار چون کرکسی

💡 کرکسی از پا درافتد ما ز سر افتاده‌ایم یک زمین و آسمان از ماست تا فتادگی

💡 آنجا که دوست جلوه طاووس می کند هر پشه پیش دیده عشاق کرکسی ست

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز