فرهنگستان زبان و ادب
{recumbent fold} [زمین شناسی] چینی که سطح محوری و یال های آن موازی یا تقریباً موازی با افق است
{recumbent fold} [زمین شناسی] چینی که سطح محوری و یال های آن موازی یا تقریباً موازی با افق است
چینی که سطح محوری و یالهای آن موازی یا تقریباً موازی با افق است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر به بام او تواند فکر دوراندیش رفت سبزه خوابیده می آید به چشمش آسمان
💡 گل به بستر تا نیفشانی نمیخوابی و من شمعسان با شعله در یک پیرهن خوابیدهام
💡 فتنهخویی از تکلف کرد بیدارم به پا چون منی در سایهٔ برگ حنا خوابیده بود
💡 به رنگیست چون سایهام جوش غفلت که میرفتم از خویش و خوابیده بودم
💡 با هزاران چشم روشن آسمان جویای توست چون ره خوابیده خواهی چند خفتن بر زمین؟
💡 ز حال رفتگان شد غفلتم آیینهٔ بینش به چشم نقش همچون جادهٔ خوابیده بیدارم