لغت نامه دهخدا
( آذرجشن ) آذرجشن. [ ذَ ج َ ] ( اِ مرکب ) نام عیدی از اعیاد فارسیان. رجوع به آذرخش شود.
( آذرجشن ) آذرجشن. [ ذَ ج َ ] ( اِ مرکب ) نام عیدی از اعیاد فارسیان. رجوع به آذرخش شود.
( آذرجشن ) ( ~. جَ ) (اِمر. ) جشنی در روز آذر (نهم ) از ماه آذر، در این روز به زیارت آتشکده می رفتند.
( آذرجشن ) جشنی که ایرانیان قدیم در روز آذر (نهم ) از ماه آذر باستانی به مناسبت توافق نام ماه و روز برپا می کردند و به زیارت آتشکده می رفتند، آذرگان.
( آذرجشن ) ( اسم ) جشنی در روز آذر ( نهم ) از ماه آذر. درین روز بزیارت آتشکدهها میرفتند. این کلمه را بتصحیف ( آذرخش ) ضبط کردهاند
نام عیدی از اعیاد فارسیان
جشنی در روز آذر (نهم)
از ماه آذر، در این روز به زیارت آتشکده میرفتند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» دربارهٔ جشن آذرگان نوشتهاست: «روز نهم آذر، عیدی است که به مناسبت توافق دو نام «آذرجشن» میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند است و این روز جشن آتش است و به نام فرشته ای که به همه آتشها موکل است نامیده شده. زرتشت امر کرده در این روز آتشکدهها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند».
💡 «... روز نهم آذر عیدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن میگویند و در این روز به افروختن آتش نیازمند میباشند و این روز جشن آتش است و بنام فرشتههای که به همهٔ آتشها موکل است نامیده شده، زرتشت امر کرده در این روز آتشکدهها را زیارت کنند و در کارهای جهان مشورت نمایند …»