لغت نامه دهخدا
چهره پوشیدن. [چ ِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) روی به کسی ننمودن. از خفا برنیامدن. آشکار نشدن. دیدار ننمودن:
از ایران کس آمد که پیروزشاه
بفرمود تا پرده بارگاه
نه بردارد از پیش سالاربار
بپوشید چهره ز ما شهریار.فردوسی.
چهره پوشیدن. [چ ِ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) روی به کسی ننمودن. از خفا برنیامدن. آشکار نشدن. دیدار ننمودن:
از ایران کس آمد که پیروزشاه
بفرمود تا پرده بارگاه
نه بردارد از پیش سالاربار
بپوشید چهره ز ما شهریار.فردوسی.
روی بکسی ننمودن. از خفا بر نیامدن. آشکار نشدن. دیدار ننمودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روز جهانی حجاب صورتی، ابتکاری بود که به صورت آزمایشی بنیانگذار، هند ال ال بوری و جمعی از دانش آموزان دبیرستانی در کلمبیا، میزوری آغاز شد. هدف از این کار حذف کلیشههای جامعه زنان مسلمان با مشارکت مسلمانان در گفتگو در مورد آگاهی از سرطان سینه، پیوستن به پیادهروی در گروهها با پوشیدن روسری صورتی، و برگزاری سایر رویدادها برای ارتقاء آگاهی و پشتیبانی از این امر بود. روز جهانی حجاب صورتی آخرین بار در سال ۲۰۱۱ برگزار شد
💡 چشم پوشیدن ز نیک و بد چراغ دیده است روشنی دل را ز نور دیده ها پوشیده است