لغت نامه دهخدا
چهارسوی کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چهارطرفه کردن. از چهارطرف راه دادن. از چهار جانب راه گشادن. چهارراه کردن. تربیع. ( زوزنی ). چهارسوی.
چهارسوی کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چهارطرفه کردن. از چهارطرف راه دادن. از چهار جانب راه گشادن. چهارراه کردن. تربیع. ( زوزنی ). چهارسوی.
چهار طرفه کردن از چهار طرف راه دادن از چهار جانب راه گشادن چهار راه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رقص زمین نمایشی به کارگردانی و نویسندگی حسین پاکدل که در دی ۱۳۸۸ در سالن چهارسوی تئاتر شهر بر صحنه رفت و مخاطب بسیاری جذب کرد.
💡 سید محمدباقر دارای القاب متعددی است. وی چون در خوانسار متولد شدهاست، منتسب به «خوانساری» است. وی بعد از هجرت به اصفهان و سکونت در محله چهارسوی، به تدریج در بین مردم اصفهان به سید محمدباقر «چهارسویی» یا «چهارسوقی» معروف شد.
💡 حسن باستانی نخستین کارحرفهای خود را در سال۱۳۷۶ با نمایش پوریایی دیگر در تالار چهارسوی تئاتر شهر به روی صحنه برد. وی پس از سالها تجربه در سال ۱۳۸۵ گروه تئاتر اَدونای را پایهگذاری کرد.
💡 فعل نمایشی است از محمّد رضایی راد که سال ۱۳۹۶ از سوی نشر بیدگل منتشر شده و در همین سال در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر اجرا شد.
💡 از کتیبههای معروف او کتیبه سردر مسجد امام (شاه)) اصفهان به خط ثلث مورخ به سال ۱۰۲۵ هجری را میتوان نام برد و کتیبه چهارسوی اصفهان، هنوز باقی است و حکایت از کمال پختگی و هنرمندی قلم او دارد.