چنگیز نژادان

لغت نامه دهخدا

چنگیزنژادان. [ چ َ ن َ ] ( اِخ ) ج ِ چنگیز نژاد، آنکه از تبار و دوده چنگیز است. مغولان. تاتاران. ازبکان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جمع چنگیز نژاد آنکه از تبار و دود. چنگیز است ٠ مغولان تاتاران ازبکان ٠

جمله سازی با چنگیز نژادان

💡 همه از تاب کمر در خم ایمان دارند چه خرام است که این سرو نژادان دارند

💡 سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست پیش ما آتش نژادان، شعله، آهی بیش نیست

💡 یک رمه زین دیو نژادان شهر با همه‌شان کبر و حسد هم قرین

💡 بگفتا: ازایشان چه سرزد گناه؟ چه کردند این بد نژادان به شاه؟

💡 دل یوسف نژادان یوسف چاه زنخدانت گریبان چاک می روید گل از شوق گریبانت

💡 چو آن بد نژادان بدادند پشت سپهدار دیهیمِ یل را بکشت

ظهور یعنی چه؟
ظهور یعنی چه؟
تشویق یعنی چه؟
تشویق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز