چنگ بازداشتن

لغت نامه دهخدا

چنگ بازداشتن. [ چ َ ت َ ] ( مص مرکب ) رها کردن و دست کشیدن:
یلانند با چنگهای دراز
ندارند از ایران چنین چنگ باز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

رها کردن و دست کشیدن.

جمله سازی با چنگ بازداشتن

💡 معنى آيه روشن است، و خلاصه اش بيان حيله ايست كه يوسف (عليه السّلام ) بكار برد،و بدان وسيله برادر مادرى خود را نزد خود نگهداشت، و اين بازداشتن برادر را مقدمهمعرفى خود قرار داد، تا در روزى كه مى خواهد خود را معرفى كند برادرش نيز مانندخودش متنعم به نعمت پروردگار و مكرم به كرامت او بوده باشد.

💡 7 وادار نمودن مردم به استفاده از حرام ها و بازداشتن آنان از نعمت هاى حلال، نمودى از دشمنى آشكار شيطان است. (كلوا... حلالا طيبا... انّه لكم عدو مبين )

💡 O ((نُهى )) جمع ((نُهيه )) از ريشه ى ((نَهى )) به معناى بازداشتن است و ((اولى النُهى )) يعنى صاحبان عقل وخرد. از اين جهت به عقل، ((نُهيه )) مى گويند كه انسان را از پيروى هوسها باز مى دارد.(586)

💡 مسجدى كه جز افراد باتقوا، حق توليت آن را ندارند(51). مسجدى كه مبداء معراجپيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) بوده است.(52)مسجدى كه براى توفيق تعمير آن، افتخارها مى كردند.(53) مسجدى كه هيچ كدورت و ناراحتى نمى توانددليل بازداشتن مردم از ورود به آن شود.(54) مسجدى كه در روى كره زمين هيچ نمازىبه اندازه نماز در آن فضيلت ندارد.(55)

💡 بدان ! كه بدرستى كه صوم به معناى منع است و بازداشتن نفس از چيزى، و صوم ماهرمضان واجب است به نص قرآن و صوم را سه مرتبه است: