جائحه
مترادفها
بلا، مصیبت، گرفتاری، رنج
متضادها
سلامت، بهروزی، نعمت
لغت نامه دهخدا
( جائحة ) جائحة. [ءِ ح َ ] ( ع ص ) از جَوح. || ( اِ ) سختی که شتران را هلاک کند. || بلا. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سختی که شتران را هلاک کند
بلا، مصیبت، گرفتاری، رنج
سلامت، بهروزی، نعمت
( جائحة ) جائحة. [ءِ ح َ ] ( ع ص ) از جَوح. || ( اِ ) سختی که شتران را هلاک کند. || بلا. ( منتهی الارب ).
سختی که شتران را هلاک کند