چغل خوری

لغت نامه دهخدا

چغل خوری. [ چ ُ غ ُ خوَر / خُر ] ( حامص مرکب ) سخن چینی و نمامی و افتراکاری. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چغل و چغل خور شود.

فرهنگ فارسی

سخن چینی نمامی.

جمله سازی با چغل خوری

💡 مانند آب چشمه ز کاوش فزون شود چندان که می خوری غم ایام بیشتر

💡 طعنه زنی مرا که غم جان همی خوری جان آن توست من غم از آن تو می‌خورم

💡 تو از من به سال اندکی برتری تو باید که چون می دهی می خوری

💡 ور ازو بوسه بایدم گوید انگبین چون خوری تو را که تب است

💡 سرمایهٔ تو در همه عالم عمریست بر باد مده که غصّه بسیار خوری

💡 خوردی دریغ من که اسیرم به دست چرخ آری به دست دیو دریغ نگین خوری