لغت نامه دهخدا
چارم عرض. [ رُ ع َ رَ ] ( اِ مرکب ) چهارم عرض. بعضی نوشته اند که مجازاً بمعنی انسانی است چه انسان مرتبه چهارم است از جسم مطلق و جسم نامی و حیوان. ( آنندراج ) ( غیاث ).
چارم عرض. [ رُ ع َ رَ ] ( اِ مرکب ) چهارم عرض. بعضی نوشته اند که مجازاً بمعنی انسانی است چه انسان مرتبه چهارم است از جسم مطلق و جسم نامی و حیوان. ( آنندراج ) ( غیاث ).
چهارم عرض. بعضی نوشته اند که مجازا بمعنی انسانیست چه انسان مرتب. چهارم است از جسم مطلق و جسم نامی و حیوان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باولین در کریاس عشق سودم سر که پا چو عیسی بر چرخ چارمین دارم
💡 اکشن سنتر جایگزین چارمهای موجود ویندوز ۱۰ میشود.
💡 بیست و چارم پند من بشنو بجان پس بود پند تو پند دیگران
💡 کنون عیسی ابر چرخ است چارم ز شیبش تا به بالا هست طارم
💡 آخر اول بگیر و اول آخر چارم پنجم دگر اضافت آن کن
💡 این مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود! دیدی چه خبر بود؟