چار برگ

لغت نامه دهخدا

چاربرگ. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) نام گلی است. ( آنندراج ). || لاله کوهی. ( آنندراج ).
چاربرگ. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) چاربرگ مختلف در بازی آس. چهار ورق مختلف بازی، ( تک خال و شاه و بی بی و سرباز ).

فرهنگ فارسی

چار برگ مختلف در بازی آس. چهار ورق مختلف بازی.

جمله سازی با چار برگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چار گهر کرد جهان را پدید در کرهٔ شش جهت اندر کشید

💡 مرا احمد بشرعش ره یکی داد نهادی تو مراو را چار بنیاد

💡 دوکارت به عادت همیشه همراه دو کارت چار شیشه

💡 نگاهم راز دار هفت و چار است گرفتار کمندم روزگار است

💡 گیاه کوچک جدیدی که در گلدان قرار دادیم، در همین ابتدای فصل تنها چار برگ کوچک و سبز دارد که بسیار زیبا و دلنشین به نظر می‌رسد.

💡 در تصویربرداری میکروسکوپی، مشخص شد که هر واحد از این بافت گیاهی دقیقاً از چار برگ بسیار ظریف و شفاف تشکیل شده است که ساختاری خاص دارد.

💡 وقتی باد شدیدی وزید، تنها چار برگ باقی‌مانده از شاخه اصلی در باد تکان خوردند و به نظر می‌رسید که گیاه در حال خشک شدن است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران