پیل باران
لغت نامه دهخدا
پیلباران. ( اِ مرکب ) کنایه از باران فراوان بزرگ، و از بعضی مسموع است که باران آخر بر شکال که آنرا در هندی هتیه گویند و این گویا ترجمه پیلباران است لیکن چون برشکال در ولایت نمیباشد ظاهراً بارش آن موسم را می گفته باشند. ( آنندراج ):
شدی فیل از تیر لرزان چنان
که از پیلباران برهنه تنان.کلیم ( از آنندراج ).ز خرطوم چون آب سازد روان
بود معنی پیلباران همان.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).شد از حوضه ژنده پیلان جنگ
عیان پیلباران تیر و تفنگ.سعید اشرف ( از آنندراج ).
جمله سازی با پیل باران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو اصول برای بارش از ابرها به نام روند باران گرم و روند باران سرد وجود دارد:
💡 یا شفیع المذنبین! در خشکسال رحمتیم زابر احسان تو ما را چشم باران عطاست
💡 عشق می خواهد دل مجروح و چشم اشکبار کشت بی نم، ابر بی باران نمی آید به کار
💡 نه نوگلی و شکر دانم که چاره نیست از آفتاب و باران کس را به راه در
💡 مدام از آن نم باران که خاک آدم داشت متاع خانه ما نزد سیل مرهون بود
💡 میچکد آب (از) خطِ ریحانِ آن آتشعذار گرچه باران نیست ابرِ آفتابآلود را