پیل ابکش

لغت نامه دهخدا

( پیل آبکش ) پیل آبکش. [ ل ِ ک َ / ک ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه است از ابر. ( آنندراج ). ابر سیاه باران بار. ( انجمن آرا ). و رجوع به مجموعه مترادفات ص 23 شود.

فرهنگ فارسی

( پیل آبکش ) ابر ابر سیاه باران بار

جمله سازی با پیل ابکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه دریاش پیش و چه ببر بیان - چه درنده شیر و چه پیل ژیان

💡 چو از دور بهرام پیلان بدید غمی گشت و تیغ از میان برکشید

💡 سه تابستان در سال ۲۰۱۶ در منطقه پیل، پرت، استرالیا غربی فیلمبرداری شد.

💡 گونه‌های کوچکتر برج‌خانه‌ها در جنوب اسکاتلند به برج پیل یا خانهٔ پیل موسوم بودند.

💡 زن ار با مثل شیر پیل افگنست به آخر چنان دان که زن هم زنست

💡 پیل کو تا کتف و بازوی گُردان بیند؟ شیر کو تا کف و سر پنجهٔ مردان بیند؟

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران