لغت نامه دهخدا
( غربال آبگون ) غربال آبگون. [ غ ِ / غ َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از فلک است. ( ناظم الاطباء ).
( غربال آبگون ) غربال آبگون. [ غ ِ / غ َ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از فلک است. ( ناظم الاطباء ).
( غربال آبگون ) کنایه از فلک است
💡 انسان با تربيت عقلانى مى تواند به تمييز برسد، يعنى توان جدا كردن حق وباطل را بيابد و عقل نقشى غربال كننده داشته باشد. استاد شهيد مرتضى مطهرى مىنويسد:
💡 نعمانى از على عليه السلام نقل مى كند كه ايشاندليل غيبت را: غربال انسانهاى صالح از گمراه و دانا از نادان مى داند(596) و براساس روايت ديگرى حضرت در منبر كوفه فرمود:
💡 نه چنان بر سر کوی تو ز خود گم گشتم که به غربال توان یافت از آن خاک مرا
💡 آب در غربال چون ماند، چنان باشد درست تیرش اندر غیبه های جوشن و برگستوان
💡 ((هيهات هيهات، فرج ما نرسد تا غربال شويد، باز همغربال شويد و باز هم غربال شويد تا اين كه كدورتها برود و صافى صفابماند.)) (391)
💡 در فکر چرخ و انجم جهد تغافل اولیست تا دانه ات به غربال پر در به در نگردد