لغت نامه دهخدا
پیش خرید کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش خر کردن. خرید پیش از موعد مقرر و تغییر بها.
پیش خرید کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیش خر کردن. خرید پیش از موعد مقرر و تغییر بها.
( مصدر ) آنکه از پیش چیزی را خریداری کرده باشند خریده داشتن قبل از موعد مقرر و تغییر بها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سری که خاک درش را به صد سجود خرید نمی خرد ز نسیم بهار رعنایی
💡 نقد شاعر در خور بازار نیست نان به سیم نسترن نتوان خرید
💡 این قدر تعظیم دینشان را خرید کز مری آن دست و پاهاشان برید
💡 هیچکس در هیچ سودا اینچنین سودی نکرد عشق و آزادی خریدی دین و دل بفروختی
💡 آنکو نه خاک درگه جانان به جان خرید او را به هیچ باب معامل نیافتند