لغت نامه دهخدا
پنج دکان شرع. [ پ َ دُک کا ن ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از اصول دین است:
کلک آن رکن چون مهندس عقل
پنج دکان شرع را معمار.خاقانی.
پنج دکان شرع. [ پ َ دُک کا ن ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از اصول دین است:
کلک آن رکن چون مهندس عقل
پنج دکان شرع را معمار.خاقانی.
کنایه از اصول دین است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من و شکایت افلاک؟ کافرم جویا! اگر دلم سر سودای این دکان دارد
💡 این گهر با شما بنفروشم تا به دکان و خانه در گروید
💡 جام وفا برداشته کار و دکان بگذاشته و افسردگان بیمزه در کارها آویخته
💡 زیر دکان خرد؛کرد تنور دلش فکرت تاریک دود؛ خاطر روشن شرار
💡 به بزم غیر دل خویش می خورد عاشق چو بلبلی که به دکان گلفروش برند
💡 عطار، گو ببند دکان را که من ز دوست بویی شنیده ام که به مشک و عبیر نیست