پنبه ٔ بردی

لغت نامه دهخدا

پنبه بردی. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ی ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) لوئی. قِنصف. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با پنبه ٔ بردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن

💡 ناصح مکش ترانهٔ عبرت به‌گوش من دارم سری که کاشته در پنبه‌زار مغز