لغت نامه دهخدا
پشه غال. [ پ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) پشه دار است که شجرةالبق باشد. ( برهان قاطع ). نارون. و نیز رجوع به نارون و پشه دار شود.
پشه غال. [ پ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) پشه دار است که شجرةالبق باشد. ( برهان قاطع ). نارون. و نیز رجوع به نارون و پشه دار شود.
( ~. ) ۱ - (ص. ) جایی که پشه زیاد دارد. ۲ - (اِ. ) درختی از نوع نارون که پشة بسیار به خود جذب می کند.
۱. جایی که پشۀ بسیار جمع شود، پشه دار، سارخکدار، سارشکدار، پشه خانه.
۲. درختی که پشۀ بسیار داشته باشد.
۳. (اسم ) درختی از نوع نارون که پشۀ بسیار به خود جذب می کند.
( اسم ) پشه دار پشه خانه نارون
جایی که پشه زیاد دارد.
درختی از نوع نارون که پشة بسیار به خود جذب میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکه با عونش بود مور ضعیف از شیر بیش وانکه در جنبش بود پیل دمان از پشه کم
💡 از طرف ديگر هزينه سمپاشى مزارع خيلى بيشتر و سنگين تر از سمپاشى اطراف دستگاهپخش صداى پشه مى باشد)).(37)
💡 کجا دو دست تو بخشد یکیست سنگ و گهر کجا که عزم تو جنبد یکی است پشه و پیل
💡 بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد به طعمهٔ پشه عنقا شکار نتوان کرد
💡 و چنانچه دنيا به اندازه بال پشه اى ارزش مى داشت، ذرّه اى از آن را كافران بهره مندنمى شدند.(9)
💡 بجنب رأی تو چون سایه ای نماید مهر بپیش باس تو چون پشه ای نماید پیل