لغت نامه دهخدا
پری شکم. [ پ ُ ی ِ ش ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) بطنة. کظّة. سیری. || آبستنی. حاملگی.
پری شکم. [ پ ُ ی ِ ش ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِمص مرکب ) بطنة. کظّة. سیری. || آبستنی. حاملگی.
بطنه کظه
💡 پری را گو که با ما ناز مفروش جهان را ناز این یک نازنین بس
💡 وقت آنست که ما جانب میخانه شویم چون پری ساقی ما شد همه دیوانه شویم
💡 به گل آن کس که برگ دلبری داد گلستان را ازو بال و پری داد
💡 هر آن وطن که درو سایهٔ سعادت توست بر آن وطن نتواند گذشت دیو و پری
💡 به افسون رام کردی صد پری را به زیر لب چه افسون داری ای دل
💡 احمد و پریبانو، یکی از داستانهای مجموعه «هزار و یک شب» است.