لغت نامه دهخدا
پایان نگری. [ ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) دوراندیشی. عاقبت اندیشی.
پایان نگری. [ ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) دوراندیشی. عاقبت اندیشی.
دور اندیشی عاقبت اندیشی.
💡 بشکل سکر بود شکر هر کجا باشد اگرچه شکر ندارد نهایت و پایان
💡 دشت بی پایان و راه بیکران شام تاریک و تو لایعقل در آن
💡 این سخن پایان ندارد بازگرد سوی شاه و هممزاج باز گرد
💡 کس عهد وفا چنانکه پروانه خرد با دوست به پایان نشنیدیم که برد
💡 ما را سخن از زلف و رخت بوده و عمری، گفتیم و به پایان نرسید این دو حکایت
💡 خوش درآ در بحر بی پایان ما غیر ما در بحر بی پایان مجو