پالوده فروش
لغت نامه دهخدا
پالوده فروش. [ دَ/ دِ ف ُ ] ( نف مرخم مرکب )که پالوده فروشد. سرّاط. ( ملخص اللغات حسن خطیب ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) فروشند. پالوده آنکه پالوده فروشد سراط.
جمله سازی با پالوده فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حقیقت مغز جان پالوده ام تا نه پنداری که در بیهوده ام
💡 کنون تخمهٔ مهتر آلوده شد بزرگی ازین تخمهٔ پالوده شد
💡 صرف و پالودهای چنانکه به لطف زابگینه چو ضو بپالاید
💡 مگر پالوده گردی روزگاری که تا بویی بیابی از کناری
💡 جز سوی خوان تو ننهم گام خویش تا ازین پالوده گیرم کام خویش
💡 ناز و نعمت به شکر آلوده کاسهٔ او چو صحن پالوده