پابریده بودن

لغت نامه دهخدا

پابریده بودن. [ ب ُ دَ /دِ دَ ] ( مص مرکب ) (... از جائی )؛ ترک مراوده کردن از آن جای. یا به ترک مراوده واداشته شدن از جایی.

فرهنگ فارسی

ترک مراوده کردن از آن جای

جمله سازی با پابریده بودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک‌نفس هشیار بودن عمر ضایع کردن است گر نداری باده باید خویش را دیوانه ساخت

💡 کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشوق و به کام آسودن

💡 ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن بهار بی می و ساغر نمی توان بودن

💡 خشمگین بودن تو از پی دین باشد و بس کار و کردار تو را بر دین باشد بنیاد

💡 نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می‌نالم ولی بی‌ناله بودن در قفس ننگست می‌نالم

💡 بروی بلبلی گر بشکفد گل می کند کاری چه شد باری بر روی خار خندان می توان بودن

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
مذمذه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز