وعده جا ی

لغت نامه دهخدا

وعده جای. [ وَ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) جای قرارداد. || محل ملاقات. میعاد. میعادگاه.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱- جای قرارداد. ۲ - محل ملاقات میعاد.

جمله سازی با وعده جا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرگز دو چشم او به جفا وعدهای نداد کان وعده را به چشم همان دم وفا نکرد

💡 وعده دیدار خود کردی به فردا، زان سبب جان خسرو منتظر بر وعده فردای تست

💡 گر وعده ی دیدار ندادی دل ما را هر وعده که دادی نه چنان بود چنینست

💡 وعده وصلم دهد چشمت به ابرو هر شبی باز می‌بینم که همچون زلف در پا می‌برد

💡 امید وصلت، امروزم به فردا می‌دهد وعده برینم وعده می‌خواهد که یک چندی بخواباند

💡 و بدون شك ما مى توانيم آنچه را به آنان وعده مى دهيم به تو نشان دهيم.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز