ورمال زدن

لغت نامه دهخدا

ورمال زدن. [ وَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریختن باشد از ترس جان. ( برهان ) ( آنندراج ). ورمال کردن. ورمالیدن. ( حاشیه برهان چ معین ).

جمله سازی با ورمال زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3- مـى گـفـتـنـد: القـاءهـاى شـيـطـانـهـاى جـنـى اسـت و خـود او مـردى كـاهـن ورمال است.

💡 اطلاع يافتن ديگران از بعضى امور غيب و خبر دادن آنها ازقبيل صاحبان علم فراست كه بعضى از امور آتيه رامى فهمند و خبر مى دهند وازقبيل بعضى از منجمين كه از روى استكشافات نجومى بعضى از حوادث را خبر مى دهند ورمالان و صاحبان جفر و آنهايى كه در اثر رياضات خبرهايى مى دهند و ازقبيل آنهايى كه تسخير جن نموده و رفيق جنى آنها اطلاعاتى به آنها مى رساند، پس

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز