واپس استیدن

لغت نامه دهخدا

واپس استیدن. [ پ َ اِ دَ ] ( مص مرکب ) عقب ماندن سپس ماندن. تخلف. ( تاج المصادر بیهقی ). تخزع. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به واپس استادن شود.

فرهنگ فارسی

عقب ماندن سر

جمله سازی با واپس استیدن

💡 اوناس واپسین فرعون دودمان پنجم مصر است که میان سال‌های ۲۳۷۵ تا ۲۳۴۵ پیش از میلاد در دوره پادشاهی کهن فرمانروایی می‌کرد.

💡 گرچه نومیدیست از وضع بتان با من ولی از نگاه واپسین امیدوارم کرده‌اند

💡 هر روز ناکس ترم ٭ و از مراد واپس ترم ٭ نه یارم گفت: کی ترا شام نه دلم بار دهد کی با دشمن بیک زبان برآیم.

💡 چون نمی‌دانی که روز واپسین حال تو چیست در غرور خود مکن بیهوده چندینی شتاب

💡 در واپسین دهه‌های سده ۱۹ میلادی (میان سال‌های ۱۸۷۰–۱۸۸۰) حرکتی در نقاشی آغاز شد که در اساس مبتنی بر نور (به عنوان مادر رنگ‌ها) شکل گرفت و به زودی هنرهای دیگر همچون موسیقی، مجسمه‌سازی و… را تحت تأثیر قرار داد.

💡 همچنین مطالعاتی در حال انجام است تا بررسی شود که آیا انواع خاصی از اوتیسم واپس‌رونده اساس خود ایمنی دارند یا خیر.