وادی خاموشان

لغت نامه دهخدا

وادی خاموشان. [ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گورستان. ( ناظم الاطباء ). قبرستان. ( یادداشت مؤلف ):
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز.حافظ ( دیوان چ قزوینی - غنی ص 179 ).دیدم زمیی چو دیگ جوشان
بی توشه چو وادی خموشان.مکتبی.|| جای بی سکنه و بی آواز. ( یادداشت مؤلف ). || ظاهراً نام جایی اساطیری است و بعدها حافظ آن را به معنی گورستان نقل کرده است. و حالا در تداول عامه جایی را که مردم آن ساکت نشسته اند گویند: مثل وادی خاموشان. ( از یادداشتهای مؤلف ).

جمله سازی با وادی خاموشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه پروانه ندارد خطر از شمع خموش حرف یک سوخته پروانه خاموشان است

💡 ز خوان عالم بالاست رزق خاموشان سحاب آب دهد تیغ کوهساران را

💡 مطلب نور بصیرت ز پریشان سخنان کاین چراغی است که در خانه خاموشان است

💡 شور می نوشان نگر وان نور خاموشان نگر جملگی سر گشت آن کو مرد اندر پای دل

💡 خاک ما از عافیت آباد خاموشان بود حرف نتوان بر لب ما چون لب پیمانه بست

💡 چه قبله کرده‌ای این گفت و گو را طلب کن درس خاموشان کدامست

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز