لغت نامه دهخدا
واخوان کردن. [ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقابله مسوده با اصل. مطابقه. معارضه. رجوع به مقابله کردن و واخوان شود. || دوباره خواندن. ( از یادداشتهای مؤلف ). || قپانی را با قپان دیگر درست و راست کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ).
واخوان کردن. [ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مقابله مسوده با اصل. مطابقه. معارضه. رجوع به مقابله کردن و واخوان شود. || دوباره خواندن. ( از یادداشتهای مؤلف ). || قپانی را با قپان دیگر درست و راست کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در موسیقی هندی انواع فعالیتهای موسیقایی میتوانند بر فراز زمینهنوا یا واخوان صورت گیرند. چنانچه در اجرا، خواننده نیز حضور داشته باشد واخوان توسط وی انتخاب میگردد و همهٔ نوازندگان سازهای خود را بر آن مبنا کوک میکنند و اگر خواننده نباشد هر نوازندهای میتواند آنرا تعیین نماید.