لغت نامه دهخدا
واجب القطع. [ ج ِ بُل ْ ق َ ] ( ع ص مرکب ) اندامی که بریدن آن لازم باشد. ( ناظم الاطباء ).
واجب القطع. [ ج ِ بُل ْ ق َ ] ( ع ص مرکب ) اندامی که بریدن آن لازم باشد. ( ناظم الاطباء ).
اندامیکه بریدن آن لازم باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از نقل روايات زيادى در مدح زيد (عليه السلام ) مى گويد: ((... وسياءتى ثمةذكر ما هو اصرح فى المدح منها، و هى من الكثرة و وضوح الدلالة بحيث لايبقى شك فىتواترها سندا و القطع يصدورها مضمونا. )) (819)