فرهنگستان زبان و ادب
{usage charge} [مهندسی مخابرات] بخشی از هزینه ای که کاربر خدمات مخابراتی باید بپردازد و با مصرف واقعی خدمات مخابراتی متناسب است و براساس تعداد، مدت، فاصله یا زمان تماس تعیین می شود
{usage charge} [مهندسی مخابرات] بخشی از هزینه ای که کاربر خدمات مخابراتی باید بپردازد و با مصرف واقعی خدمات مخابراتی متناسب است و براساس تعداد، مدت، فاصله یا زمان تماس تعیین می شود
💡 این رنجِ دلْ قضای ازل قسمت تو کرد از کارکرد نَحنُ قَسَمْنا چگونهای؟
💡 منطقه گوبکلیتپه به وضوح یک محوطه آیینی بوده و کارکرد مسکونی نداشتهاست.
💡 نظارت بر محصول در حال پیادهسازی به منظور شناسایی نحوه کارکرد برنامه (محصول) در حال تولید
💡 رستن به مال نیست به علم است و کارکرد خیره محال و بیهده تا چند بر خمی؟
💡 اشرافیت ایرانی اساساً اشرافیتی مبتنی بر کارکرد (و نه تبار) آنها بود.
💡 فرو مانده زال اندر آن کارکرد ز دستان و این گنبد لاجورد