لغت نامه دهخدا
( نیکوآثار ) نیکوآثار. ( ص مرکب ) نیکوکار. که از وی آثار نیکو بجای ماند: پادشاهان را چون دادگر و نیکوکردار و نیکوسیرت و نیکوآثار باشند طاعت باید داشت. ( تاریخ بیهقی ص 93 ).
( نیکوآثار ) نیکوآثار. ( ص مرکب ) نیکوکار. که از وی آثار نیکو بجای ماند: پادشاهان را چون دادگر و نیکوکردار و نیکوسیرت و نیکوآثار باشند طاعت باید داشت. ( تاریخ بیهقی ص 93 ).
( نیکو آثار ) نیکوکار که از وی آثار نیکو بجای ماند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جدول زیر ۱۰۰ نام خدا بنا بر سنت آئین اسلام، که به نامهای نیکوی خداوند معروفاند، با ترجمه فارسی و معادل ابجد آنها آمده است.
💡 بس بدل هست خیال رخ نیکوی توام همه جا جلوه کند پیش نظر روی توام
💡 هدهد آنگه گفت کای بیحاصلان عشق کی نیکو بود از بددلان
💡 رضای او کند روشن، ثنای او کند نیکو هوای او کند بینا، سخای او کند فریی
💡 چین ترکیب اولیه خود را در ۱۲ دسامبر ۲۰۲۳ اعلام کرد. در ۲۱ دسامبر ۲۰۲۳، نیکو یناریس به دلایل شخصی از ترکیب چین کنار رفت و شو شین جایگزین او شد.