لغت نامه دهخدا
نیم کشیده. [ ک َ / ک ِ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) نیم کش. ( آنندراج ). شمشیری که نیمه ٔآن از نیام درآمده باشد. ( ناظم الاطباء ):
به جام دیگرم ای ساقی از غلاف برآر
که تیغ نیم کشیده ست نیم مستی من.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
نیم کشیده. [ ک َ / ک ِ دَ /دِ ] ( ن مف مرکب ) نیم کش. ( آنندراج ). شمشیری که نیمه ٔآن از نیام درآمده باشد. ( ناظم الاطباء ):
به جام دیگرم ای ساقی از غلاف برآر
که تیغ نیم کشیده ست نیم مستی من.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).
( صفت ) تمام ناکشیده ( تیغ شمشیر تیر و غیره ): (( بجای دیگرم ای ساقی از غلاف بر آر که تیغ نیم کشیده است نیم مستی من. ) ) ( قاسم مشهدی آنند )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به هشتصد و نود و سه کشیدهام امروز زمام عمر درین تنگنای حس و خیال
💡 گر آه سردی از جگر اینجا کشیده ای از آفتابروی قیامت حذر مکن
💡 کمان چفته ابرو کشیده تا بن گوش چو لشکری که به دنبال صید میتازد
💡 آغوش صبح، زخمی اقبال من شده است تیغ که را کشیده در آغوش سینه ام؟
💡 از وی متاب روی که مانند آفتاب تیغ زبان کشیده و عالم گرفته است
💡 تو گرچه ز دستها کشیدی دامن من نیز کشیده ام ز دامن ها دست